یه قلب مهربون بازم هوس دردو دل کرده!!!
این صفحه بزرگ ترین و دوست داشتنی ترین ورق از دفتر خاطرات زندگیمه!
هر وقت توش مینویسم همه ی آرامش یه جا به تک تک سلولام رسوخ میکنه!
می پرسی پس چرا انقدر دیر به دیر مینویسم؟؟؟
همیشه دوست دارم دل تنگ جایی یا کسی یا چیزی بشم که برم سراغش!
دست خودم که نیست! دلم این جوری باهام کنار میاد!
شاید فکر کنی هر با که میام و مینویسم
غصه دارم و خسته ام و دلتنگ!
اما همیشه واسه به اینجا اومدن احتیاج به آرامش دارم!
پس الان خوبم!
اومدم حرفای یه قلب شکسته یا پاره شایدم له شده رو بزنم!
اگه میگم شکسته معنیش این نیست که
پره از نامردی و خیانت و بغض و کینه....
این قلب عاشقه!
یه قلب عاشق نمیتونه بدون خراش باشه!!!
اما اگه میگم عاشقه
معنیش این نیست که دنبال معشوقه!
دنبال عشق خودش میگرده!
یه کم گردو خاک روشو گرفته!
اما من که نمیتونم شما بهشون بگید
یه قلبی که یه کمی گردو خاک گرفته با عمل خوب نمی کنن!
شاید فقط دستمالش گم شده!!!
همین گردو خاکاس که راه نفساشو گرفته!
همین گردو خاکاس که تو چشماش اشک میسازن!
راه نگاشو بستن!
امروز با وجود اینکه آسمون ابری بود
اما چشام صاف و تمیز نمیدید!
بوی بارونو حس نمیکردم!
سرمای بارون اذیتم میکرد طوری که میلرزیدم!
چشمام تار میدید و همه چیز دور سرم میچرخید!
با این حال مثل همیشه حرف دلمون یکی بود!!!
مبینید یه قلب شکسته ام حرف واسه گفتن داره....؟؟؟
*******************************
تنم از حادثه خسته
دلم از غصه شکسته
یه مسافر غریبم
راهیه یه راه دورم
ناجیه شکسته بالم
که تویی اما نشستی
ای که باز به خاطر من دل مردمو شکستی....
پر بغض و گریه بودم
تو رسیدی تا بخندم
واسه پیدا کردن تو دل به جاده ها میبندم!
راهیه یه کوله راهم
کوله بار عشقو بستم
دیگه از خودم بریدم!!!!!!!